ابراهيم عاملي ( موثق )
396
تفسير عاملي ( فارسي )
اميّة بن خلف بلال را شب و روز گرسنه و تشنه نگاه ميداشت و روز روى ريگهاى داغ كه گوشت پخته ميشد او را برهنه بر پشت ميخوابانيد و سنگى بزرگ روى او ميگذاشت و مىگفت بايد اينطور بمانى تا بميرى و يا از دين خود برگردى . * ( إِنِ اسْتَطاعُوا ) * - 216 فخر : اين جمله اشاره است بوادار كردن مردم بتوبه كه قبل از مرگ دوباره ميل باسلام كنند و اگر شما را توانستند از دين بگردانند راه توبه باز است . * ( حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * - 216 عبده : سه اصل است كه پيغمبران مأمور ابلاغ آن هستند : 1 - ايمان به اين كه اين آفرينش با نظام متّحد مستحكم پديدهى يك آفرينندهاى است كه با قدرت و حكمت خود ايجاد كرده است . 2 - تصديق بعالم غيب و زندگى جاودانى بعد از مرگ از اين عالم . 3 - كارهاى نيك مفيد به خود و ديگران . پس كسى كه اين سه اصل را پذيرفت و ز آن پس آنها را رها كرد معلوم مىشود فكر او شيطانى است و قابليّت استفاده از كمالات انسانيّت ندارد از همين جهت اينمردم به اين جمله توصيف شدهاند « أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ) * تا آخر » . حافظ ايمان آنهائى را كه نسنجيده و نفهميده تصديق كردهاند و دوباره آن را رها كردهاند چنين توصيف كرده است : صنعت مكن كه هر كه محبّت نه راست باخت عشقش به روى دل در محنت فراز كرد فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد شرمنده رهروى كه نظر بر مجاز كرد * ( فِي الدُّنْيا ) * - 216 نفحة الرّحمن : كارهاى نيك اثر نيك دارد مثل خوشنامى در نزد مردم و دوستى مردم با نيكوكار و حديثى از حضرت صادق است : خدا بواسطهى كار خوب شخصى صالح ، او و اولادش را حفظ مىكند ولى بواسطهى برگشتن از دين همه نابود مىشوند .